SCRIPT language=JavaScript> document.onmousedown=click var times=0 var times2=10 function click() { if ((event.button==2) || (event.button==3)) { if (times>=1) { bye() } alert("اینجا راست كلیك ممنوع است. اگر جای شما بودم دیگه این كار را نمی كردم"); times++ } } function bye() { alert("بهتون گفتم راست كلیك نكنید"); bye() }
| X Close | ||
درود به شما دوستان و میهمانان عزیزم....
بعد از غیبت تولانی!!!باز اومدم که زحمت بدم ...
به این امید اینکه منو قبول کنید ...
راستی پیشاپیش نوروزتون پیروز ....

یه آپ غمگین ببینیم :
ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي ....
...ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بازيا از چشمت جاري ميشه...

..........
نیستی و هوای این گریه
....داره بغضمو میشکنه ....

به امید خدمت به شما و آپ بعدی
مواظب خودتون باشید
تو ایام عید هم زیاد چیزی نخورید 300 کیلو اضافه کنید!!!
تازه به صاحب خونه( چه بابا چه هرکس دیگه) هم ضرر نزنین!!!
تا
بعد
....خدا نگهدار....
سلام .... خوبین ..... من خوب نیستم ....
اول عشقولانه ای بگم .... :
این واقعیت زندگیمه ..... شاید یکی از شماها هم اینجوری به خودتون گفته باشین
:
سردمه
خسته ام ... سردمه
از همه دنیا دیگه دل بریدم
چقدر سخته که تو دل به آدمی بهدی که می دونی ارزش و جنبه تو رو نداره اما بازم می خوای
با هاش باشی
خیلی دلت میگیره وقتی می بینی یک هو می ذاره می ره
خوب برو... بهتر... من که از این زندگی خسته ام چرا یکی دیگه رو خسته کنم
..........................................
با توام ای شور!
با توام ای دل شوره شیرین!
با تو ام ای غم!
غم مبهم!
با توام ای نمی دانم!
هرچه هستی باش!
اما باش!
مثه بعضیا .... نباش !!!
...........................................
از بعضیا توقع بیشتری داشتم .... ولی .... ولی .... اصلا ولش من ... باید اول خودمو درست کنم ....
عاشقتونم .....
تا بعد .....







ثمره عمر آدمي يک نفس است
و آن نفس از براي يک همنفس است
گر نفسي با نفسي هم نفس است
آن يک نفس از براي عمري بس است ..... .... ....
راستش همنفس با معرفت نیست .. شاعر این شعر دلش خوش بوده ...

در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در می زند...
کیست؟
در را گشودم روي او ... ديدم غم است .... در ميزند ....
اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد ... وفا ....
غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند.....
...آه...
شما که روز و شب رو هم واسم معنا نکردین....




سهراب گفتی:
چشمها را بايد شست...
شستم ولی...
گفتی:
جور ديگر بايد ديد
ديدم ولی...
گفتی:
زير باران بايد رفت...
رفتم ولی...
او نه چشمهاي خيس و شسته ام را...
نه نگاه ديگرم را ..
.
هيچ كدام را نديد!!!
فقط در زير باران با طعنه ای خنديد و گفت:
"ديوانه باران نديده !!!!!!!!"

هر کس به طريقی دل ما می شکند بيگانه جدا دوست جدا می شکند
بيگانه اگر می شکند حرفی نيست از دوست بپرسيد چرا می شکند
حواست هست داری همه چیز منو از ام می گیری ؟!
قلبم رو که گرفتی.......
دلم رو....
حواسم رو....
خوابم رو.....
از همه مهم تر عقلم رو........
اما می دونی چرا جای خالی هیچ کدوم رو احساس نمی کنم ........
بخاطر اینه که، تو جای همشون رو گرفتی!!!
به هر جا می روم ياد تو جاريست
نگاه خسته ام با تو تلاقيست
برو از ياد من بيرون تو ای يار
برو ديگر نمی آيم به ديدارز عشق تو از اينجا کوچ کردم
برايت من شرابی نوش کردم
تمام سعی خود را باز کردم
ولی هرگز فراموشت نکردم

کاش گذر زمان در دست من بود تا لحظه های با تو بودن را آنقدر
طولانی میکردم که دیگر برای بی تو بودن وقتی باقی نمی ماند ...

آسمان وقف نگاهت گل من مانده ام چشم براهت گل من
هر کجا هستی و باشی گویم که خدا پشت و پناهت گل من
سلام ..خوبین...
اینجا جا داره از یکی از دوستام یادی بکنم او کسی بود اهل ورزش خوش صحبت و به قول خودمونی با حال و شاه مزه ی جمعمون...
عضو تیم ملی نوجوانان جودو ایران بود . توایران و جمع اهالی جودوی جوانان و نوجوانان اول شده بودورفته بود مقام کسب کنه همه میدونستیم میبره حتی مربیهاش هم میگفتن بعد ده سال یه جوون سر پا اومده....که در هوایمایی که در قزوین سقوط کرد جان باخت...او
سقوط کرد. سوخت. پرید
رفیق ما رفقات از یادت نمیریم یادت به خیره![]()
بیاد دوستم :علیرضا لشکری
زندگی همچون بادکنی است در دستان کودکی، که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد
.....
من در این کلبه خوشم
تو در ان اوج که هستی خوش باش
من به عشق تو خوشم
تو به عشق هر که هستی خوش باش
.....
گرگ ها خوب بدانند، در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز
گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
دکتر زهرا رهنورد

